ترجمه "self-evident" به فارسی

آشکار, بدیهی, خودپیدا بهترین ترجمه های "self-evident" به فارسی هستند.

self-evident adjective دستور زبان

Obviously true, and requiring no proof, argument or explanation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشکار

    Your claim that I treat my friends like patients is self-evidently untrue.

    ادعاي شما که ميگوييد من دوستانم رو مانند بيماران درمان ميکنم به طور آشکار رد ميشود.

  • بدیهی

    I hold these truths to be self-evident, but let me be clear:

    به اعتقادم اینها حقایق بدیهی هستند، اما بگذارید شفاف باشم:

  • خودپیدا

  • مبرهن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " self-evident " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "self-evident" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه