ترجمه "self-sufficient" به فارسی
خودبسنده, خودکفا بهترین ترجمه های "self-sufficient" به فارسی هستند.
self-sufficient
adjective
دستور زبان
Able to provide for oneself independently of others. [..]
-
خودبسنده
What would you expect to find on a self-sufficient organic farm?
توقع داری که توی یه مزرعه خودبسنده چی پیدا کنی ؟
-
خودکفا
We're a small outpost and not very self-sufficient.
ما يه پايگاه کوچيک داريم و خيلي هم خودکفا نيستيم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " self-sufficient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "self-sufficient" با ترجمه به فارسی
-
خودبسندگي · خودکفایی
-
اتکای به نفس · استقلال داخلی · خودمختاری · خودکفایی
-
ندیسر ییافکدوخ هب و راک یوسب طیلب همانرب
-
خودکفایی، بینیازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن