ترجمه "sell" به فارسی

فروختن, دادن, قبولاندن بهترین ترجمه های "sell" به فارسی هستند.

sell verb noun دستور زبان

(archaic) A saddle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروختن

    verb

    to agree to transfer goods or provide services [..]

    I mean, you know, this isn't about me selling my products.

    يعني ، مي دوني ، من درباره ي فروختن محصولات خودم حرف نمي زنم.

  • دادن

    verb

    And sell them to whoever has need of them, for good or for ill.

    و اونها رو میفروشی به کسانی که نیاز دارن برای شفا دادن یا بیمار کردن

  • قبولاندن

  • ترجمه های کمتر

    • پذیراندن
    • کلاهبرداری
    • فریفتن
    • - فروشی کردن
    • ابلهانه از دست دادن
    • بر باد دادن
    • به ثمن بخس فروختن
    • به فروش رساندن
    • به فروش رسیدن
    • ترغیب کردن
    • تسلیم کردن
    • خریدار داشتن
    • خواهان کردن
    • خیانت کردن
    • دوز و کلک
    • راغب کردن
    • سبب فروش شدن 0
    • فروش 1
    • فروش رفتن
    • فروشندگی کردن
    • موجب به فروش رفتن شدن
    • نارو زدن
    • کلاه (سر کسی) گذاشتن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه