ترجمه "seller" به فارسی

فروشنده, مطلوب, زودفروش بهترین ترجمه های "seller" به فارسی هستند.

seller noun دستور زبان

Someone who sells; a vender; a clerk [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروشنده

    noun

    someone who sells

    The seller excavated it from one of his crypts.

    فروشنده از یکی از سرادبه هاش پیداش کرده.

  • مطلوب

  • زودفروش

  • ترجمه های کمتر

    • (کالا) دارای بازار داغ
    • پر خریدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seller proper

An English and Scottish topographic surname, derived from either of several places named Sell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروشنده

    noun

    The seller excavated it from one of his crypts.

    فروشنده از یکی از سرادبه هاش پیداش کرده.

تصاویر با "seller"

عباراتی شبیه به "seller" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه