ترجمه "selvage" به فارسی
مرز, کناره, گردبافت بهترین ترجمه های "selvage" به فارسی هستند.
selvage
noun
دستور زبان
(sewing) The edge of a woven fabric, where the weft (side-to-side) threads run around the warp (top to bottom) threads, creating a finished edge. [..]
-
مرز
noun -
کناره
-
گردبافت
-
(پارچه و بافتنی) حاشیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selvage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "selvage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن