ترجمه "semitransparent" به فارسی
نیمه شفاف, مات, نیمه فرانما بهترین ترجمه های "semitransparent" به فارسی هستند.
semitransparent
adjective
دستور زبان
Translucent. Allowing some visibility but clouded or obscured. [..]
-
نیمه شفاف
adjectivePearly white and semitransparent, Nick was dressed tonight in his usual doublet
او به سفیدی مروارید و نیمه شفاف بود و آن شب لباس رسمی همیشگیاش را پوشیده بود
-
مات
adjective -
نیمه فرانما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semitransparent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن