ترجمه "send" به فارسی
فرستادن, اعزام کردن, ارسال بهترین ترجمه های "send" به فارسی هستند.
To make something (such as an object or message) go from one place to another. [..]
-
فرستادن
verbmake something go somewhere
Maybe that's the solution, maybe we should send kids to school.
شاید فرستادن بچه ها به مدرسه راه حلِ اصلی است.
-
اعزام کردن
verband send iron soldiers to counter the ambush party
و سربازان آهنين رو براي مواجهه با نيروهاي در کمين ،اعزام کرده
-
ارسال
To transmit a message or file through a communications channel.
Commander Blake, send the fleet to repel invasion.
فرمانده بليك ، نيروها را براي عقب راندن دشمن.Midway ارسال كنيد.
-
ترجمه های کمتر
- پراندن
- طلبیدن
- راندن
- زدن
- (امریکا - خودمانی) هیجان زده کردن
- (با ضربه یا پرتاب) انداختن
- (با: for) دنبال چیزی فرستادن
- ارسال کردن
- باعث شدن
- راهی کردن
- روانه کردن
- صادر کردن
- طلب کردن
- مشایعت کردن
- مشعوف کردن
- موجب شدن
- پرتاب کردن
- پیام (پیغام) فرستادن
- کردن
- گسیل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " send " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
فرستادن
Verb verbSending you to law school doesn't make it any better.
فرستادن تو به دانشکده ي حقوق چيزي رو عوض نميکنه
عباراتی شبیه به "send" با ترجمه به فارسی
-
امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
-
ارسال
-
فرستادن
-
رهسپار کردن · فرستادن
-
میخوام بچه هام رو سال آینده به مدرسه بفرستم
-
اخطار کردن · توصیه دادن · قیمت کردن · نصیحت کردن · پند دادن
-
(برای کسی که روانه ی شغل یا کار جدیدی است) مراسم آغاز · (عامیانه) · ابراز حسن نیت · خدا به همراه · مراسم بدرود (برای کسی که سفر می رود) · مشایعت
-
اعزام کردن · صادر کردن