ترجمه "sensitivity" به فارسی
حساسیت, سترسایی, سوهشمندی بهترین ترجمه های "sensitivity" به فارسی هستند.
sensitivity
noun
دستور زبان
(statistics) The proportion of individuals in a population that will be correctly identified in a binary classification test. [..]
-
حساسیت
nounin electronics, minimum magnitude of input signal required to produce a specified output signal [..]
Arthur was peculiarly sensitive to the influence of scenery.
آرتور در برابر این مناظر از خود حساسیت نشان میداد.
-
سترسایی
-
سوهشمندی
-
ترجمه های کمتر
- پولابی
- احساس ودرک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sensitivity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sensitivity" با ترجمه به فارسی
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
-
تحلیل حساسیت
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
حساسیت و ویژگی
-
گرامر حساس به متن
-
احساس ودرک · حساسیت
-
حساس به مفهوم
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن