ترجمه "sensual" به فارسی

شهوانی, نفسانی, جسمی بهترین ترجمه های "sensual" به فارسی هستند.

sensual adjective دستور زبان

Inducing pleasurable and/or erotic sensations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهوانی

    noun

    Perhaps also it gave her a sort of pleasure. She was placid and sensual.

    شاید هم تا حدی از این وضع لذّت میبرد. زنی آرام و شهوانی بود.

  • نفسانی

    Actually he was one of those for whom the sensual world does not exist

    در واقع او یکی از آنهایی بود که دنیای نفسانی برایش بیمعنی بود

  • جسمی

  • ترجمه های کمتر

    • شهوتی
    • سوهشی
    • بدنی
    • تنی
    • (نادر) حسی
    • جسمانی (در برابر: عقلانی یا روحانی)
    • شهوت انگیز
    • شهوت پرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sensual " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sensual
+ اضافه کردن

"Sensual" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sensual در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sensual" با ترجمه به فارسی

  • حس گرایی · نفسانیت · هوسرانی
  • از روی شهوانیت · از روی نفس پرستی
  • حس گرایی · رجوع شود به sensationalism · سوهش گرایی · شهوانیت · شهوت پرستی · شهوت گرایی · نفسانیت · هوسرانی
  • حس گرایی · شهوانیت · شهوت پرستی · نفسانیت · هرزگی · هوسرانی
  • بدنی کردن · جسمانی کردن · شهوانی کردن
  • عشق نفسگرایی صمیمیت: بهترین آهنگها
  • ازاده شهوانی · نفسانی یا شهوانی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "sensual" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه