ترجمه "sentient" به فارسی
حساس, احساسی, سوهشدار بهترین ترجمه های "sentient" به فارسی هستند.
sentient
adjective
noun
دستور زبان
Conscious or aware. [..]
-
حساس
adjectiveThis orchard is sentient, like others, in the month of May.
این بوستان، مانند هر بستان دیگر، در ماه مه حساس است.
-
احساسی
-
سوهشدار
-
ترجمه های کمتر
- با ادراک
- دارای یا وابسته به احساس و آگاهی حسی
- درک کننده
- دستخوش احساسات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sentient
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sentient" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sentient در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن