ترجمه "series" به فارسی
سری, مجموعه, سریال بهترین ترجمه های "series" به فارسی هستند.
series
adjective
noun
دستور زبان
(electronics) Connected one after the other in a circuit. [..]
-
سری
nouna number of things that follow on one after the other [..]
And up above, you've got a series of pedestrian walkways.
و در بالا، شما یک سری مسرهای پیاده رو دارید.
-
مجموعه
nountelevision or radio program
It's the lift, it's a series of buttons in the lift.
آسانسور، که مجموعه ای از دکمه ها است.
-
سریال
nountelevision or radio program
You can't do a slasher movie as a TV series.
نمی تونی فیلم قتل و سلاخی رو تبدیل به سریال کنی.
-
ترجمه های کمتر
- مجموعه تلویزیونی
- رشته
- دنباله
- صف
- سلسله
- زنجیره
- ردیف
- رج
- تسلسل
- دوره
- نشریه
- رجه
- ریسه
- همایند
- (برق) روش هم پیوند
- (برق) مدار هم پیوند
- (بولینگ) سه دست بازی
- (ریاضی) رشته
- (زمین شناسی) زیر چینه
- رج واره
- ردیف (چینهشناسی)
- زیر لایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " series " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "series"
عباراتی شبیه به "series" با ترجمه به فارسی
-
سری همگرا
-
رجوع شود به ethylene series
-
فعالیتهای مرتبط
-
(فیزیک و شیمی) خانواده ی اکتی نیدها (گروهی از عناصر شیمیایی رادیو اکتیو از عنصر 98 تا عنصر 301 در جدول عناصر)
-
(موسیقی) آهنگ های همساز · سری هارمونیک · هماهنگان (harmonics هم می گویند)
-
رجوع شود به rare-earth metals
-
فیلیپسیت
-
(ریاضی) رشته ی توانی · سری توانی · سلسله ی صحیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن