ترجمه "sermon" به فارسی

موعظه, وعظ, خطابه بهترین ترجمه های "sermon" به فارسی هستند.

sermon verb noun دستور زبان

religious discourse; a written or spoken address on a religious or moral matter [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موعظه

    noun

    religious discourse

    Powerful sermon, especially for an old faker like yourself.

    موعظه قدرتمندیه ، به خصوص برای یه متقلب پیر مثل خودت.

  • وعظ

    noun

    religious discourse

    Sometimes Braun would jokingly tease her about her pious works and the minister's sermons.

    گاه براون به شوخی دربارهٔ انجمنهای مذهبی یا وعظ کشیشسربهسرزنش میگذاشت.

  • خطابه

    religious discourse

    You have lately been missed at Sunday worship and my sermons.

    شما اخيرا دعاهاي يكشنبه و خطابه هاي منو از دست دادين

  • ترجمه های کمتر

    • گفتار
    • خطبه
    • اندرز
    • نطق
    • مباحثه
    • اندرزگویی
    • پندفشانی
    • (به ویژه طولانی و خسته کننده) خطابه
    • قدرت استقلال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sermon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sermon" با ترجمه به فارسی

  • وعظ کننده
  • موعظه ی عیسی در بالای کوه
  • (طولانی و خسته کننده) نطق کردن · موعظه کردن · وعظ کردن · پندفشانی
اضافه کردن

ترجمه های "sermon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه