ترجمه "serpent" به فارسی

مار, ابلیس, اژدها بهترین ترجمه های "serpent" به فارسی هستند.

serpent verb noun دستور زبان

A snake. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    snake

    Gold over which a serpent has long brooded.

    طلايي که يک مار مدت زيادي رويش خوابيده بوده.

  • ابلیس

    noun

    Well, for whatever reason, the serpent entered.

    خوب ، تقصیر هرکسی که بود ، ابلیس وارد شد

  • اژدها

    noun

    But we have to make sure those serpents don't reach the surface.

    اما بايد مطمين بشيم که اون اژدها ها به سطح نميرسن

  • ترجمه های کمتر

    • اربد
    • ماری
    • افعی
    • اهریمن
    • (معمولا S بزرگ) شیطان
    • (موسیقی - درقدیم) نوعی ساز بادی
    • آدم حیله گر
    • آدم موذی
    • صورت فلکی حیه
    • مار (به ویژه مار درشت و سمی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serpent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "serpent"

عباراتی شبیه به "serpent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "serpent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه