ترجمه "serried" به فارسی
متراکم, به هم فشرده, تنگ هم بهترین ترجمه های "serried" به فارسی هستند.
serried
adjective
verb
دستور زبان
crowded together in rows [..]
-
متراکم
The Russians stood in serried ranks behind Semenovsk village and its knoll
روسها در صفوف متراکم پشت تپه سمیونوفسکی ایستاده بودند
-
به هم فشرده
-
تنگ هم
-
هم فشرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serried " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن