ترجمه "serum" به فارسی

سرم, خونابه, سرم خون بهترین ترجمه های "serum" به فارسی هستند.

serum noun دستور زبان

The clear yellowish fluid obtained upon separating whole blood into its solid and liquid components after it has been allowed to clot. Also called blood serum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرم

    noun

    cell free fraction of blood

    I want you to be there when he has the serum injection.

    مي خوام زماني که سرم بهش تزريق ميشه اونجا باشي.

  • خونابه

    noun

    Are you sure the serum will protect us?

    مطمئني که اون خونابه از ما محافظت مي کنه ؟

  • سرم خون

  • ترجمه های کمتر

    • پیماب
    • خوناب
    • شیرابه
    • آب ماست
    • آب پنیر
    • سرم خون (blood serum هم می گویند)
    • پیماب ایمنی بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "serum" با ترجمه به فارسی

  • آنتيسرم · سرم ایمنی · سرم بيشايمن · سرمدرماني
  • هموپروتئينها · پروتئنخوني · پروتئين سرم · پروتئينهاي پلاسما · پروتئینهای خون
  • آلبومين سرم · آلبومین خوناب
  • پی.ام.اس.جی · گونادوتروپين جفتي اسب · گونادوتروپين سرم · گونادوتروپين سرم مادیان آبستن.
  • ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
  • خونابه · سرم · سرم خون
  • گلوبولین خوناب
  • پي.ام.اس
اضافه کردن

ترجمه های "serum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه