ترجمه "servitude" به فارسی
بندگی, غلامی, بردگی بهترین ترجمه های "servitude" به فارسی هستند.
servitude
noun
دستور زبان
The state of being a slave; slavery. [..]
-
بندگی
nounThus stood before these radiant bourgeois this half century of servitude.
اینک مظهر نیم قرن بندگی در برابر این اربابان سرخ و سفید و مرفه ایستاده بود.
-
غلامی
-
بردگی
nounI find it hard to believe my people will continue to live in servitude forever.
برای من مشکلی است که قبول کنم ملت من برای همیشه به زندگی در بردگی ادامه دهند.
-
ترجمه های کمتر
- رعیتی
- نوکری
- بیگاری
- (حقوق) اعمال شاقه
- (حقوق) حق ارتفاقی
- کار سخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " servitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "servitude"
عباراتی شبیه به "servitude" با ترجمه به فارسی
-
حبس با اعمال شاقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن