ترجمه "set off" به فارسی

برانگیختن, به راه افتادن, تحریک کردن بهترین ترجمه های "set off" به فارسی هستند.

set off verb دستور زبان

(idiomatic, intransitive) To leave; to begin a journey or trip. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برانگیختن

    verb
  • به راه افتادن

  • تحریک کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • جرقه زدن
    • عازم شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " set off " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "set off" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه