ترجمه "set up" به فارسی

اماده شدن, انجمن کردن, تشکیلات بهترین ترجمه های "set up" به فارسی هستند.

set up adjective verb دستور زبان

To ready something for use. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اماده شدن

    verb
  • انجمن کردن

    verb
  • تشکیلات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تله انداختن
    • جمع شدن
    • حاضر کردن
    • در انداختن
    • راه اندازي كردن ، شروع به كار كردن
    • سوار کردن
    • مهیا کردن
    • موقعيت
    • نصب كردن
    • گردآمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " set up " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "set up" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "set up" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه