ترجمه "setoff" به فارسی

برابرساز, تاوان, غرامت بهترین ترجمه های "setoff" به فارسی هستند.

setoff noun دستور زبان

The situation where a bank or similar organisation repays itself money owed by an accountholder out of his or her account. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابرساز

  • تاوان

  • غرامت

  • ترجمه های کمتر

    • ادعای متقابل
    • جبران ساز
    • دین متقابل
    • رجوع شود به offset
    • وام متقابل
    • وزنه ی تعادل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " setoff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "setoff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه