ترجمه "shabby" به فارسی
ژنده, کهنه, مندرس بهترین ترجمه های "shabby" به فارسی هستند.
shabby
adjective
دستور زبان
Torn or worn; poor; mean; ragged. [..]
-
ژنده
adjectiveThe Captain himself was in the last extremity of shabbiness
لباس سرهنگ بینهایت ژنده و از هم در رفته بود.
-
کهنه
adjective nounNo, it was a shabby thing.
نه اون يه ساعت کهنه بود
-
مندرس
He was as shabby as ever
لباسهایش مثل همیشه مندرس بود
-
ترجمه های کمتر
- فرسوده
- پست
- قراضه
- ناکسانه
- گداوار
- قدیمی
- مخروبه
- ناکس
- نفله
- دنی
- ضایع
- ناچیز
- (جامه) نخ نما
- (کاشانی) وشگوا
- بسیار بد
- بی شرم
- بی شرمانه
- رنگ و رو رفته
- زهوار در رفته
- لق و پلق
- موش وار
- نیمه ویرانه
- پاره پوره
- پست فطرت
- ژنده پوش
- کم ارزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shabby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shabby" با ترجمه به فارسی
-
بی عدالتی · بیداد · خست · خطا · ستم · ظلم · نخ نمایی · پستی · کهنگی
-
فقیر آبرودار · مسکین دارانما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن