ترجمه "shackle" به فارسی
قید, دستبند, مانع بهترین ترجمه های "shackle" به فارسی هستند.
shackle
verb
noun
دستور زبان
A restraint fit over a human or animal appendage, such as a wrist, ankle or finger. Usually used in plural, to indicate a pair joined by a chain. [..]
-
قید
noun -
دستبند
nounThe shackles were all cast in London.
دستبند ها همشون در لندن شکسته شده بودن
-
مانع
sometimes sacrifices were necessary, for the giant could not be shackled.
بعضی وقتها دادن قربانیهایی لازم بود، تا چیزی مانع آن غول شود.
-
ترجمه های کمتر
- پابند
- پاوند
- پایگیر
- گذربند
- بازداشتن
- دامنگیر
- محدودیت
- (آزادی سخن یا عمل را) محدود کردن
- (معمولا جمع) غل و زنجیر
- با کند و زنجیر محکم کردن
- دست و پاگیر
- دستبند یا پابند (یا هر دو) زدن
- قید و بند
- مانع شدن
- هر چیز جلوگیر یا بازدار
- پابند زدن
- کند
- کند و زنجیر
- کند و زنجیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shackle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shackle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shackle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shackle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "shackle"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن