ترجمه "shah" به فارسی
شاه, سلطان, پادشاه بهترین ترجمه های "shah" به فارسی هستند.
shah
noun
دستور زبان
A king of Persia. [..]
-
شاه
nounking of Persia [..]
It will never be worse than under the shah.
هيچ وقت اوضاع بدتر از زمان شاه نمي شه.
-
سلطان
noun -
پادشاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- šah
- (فارسی) شاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shah
proper
noun
A common surname in India. [..]
-
شاه
nounWe were young intelligence officers during the dying days of the Shah.
ما ماموراي اطلاعاتي جوون در روزهاي آخر حکومت شاه بوديم.
عباراتی شبیه به "shah" با ترجمه به فارسی
-
مسجد امام
-
محمدعلی شاه
-
احمدشاه
-
محمد نادرشاه
-
محمد شاه
-
رضاشاه پهلوی
-
احمدشاه ابدالی
-
جهانشاه قراقویونلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن