ترجمه "shaky" به فارسی

لرزان, متزلزل, مشکوک بهترین ترجمه های "shaky" به فارسی هستند.

shaky adjective دستور زبان

Shaking or trembling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزان

    adjective

    But the elderly grandfather's shaky hands and failing sight made eating rather difficult.

    اما دستان لرزان پیرمرد و سوی کم چشمانش خوردن را تقریبا دشوار کرد.

  • متزلزل

    I got a real shaky relationship with the truth.

    من با حقيقت يه رابطه ي متزلزل دارم

  • مشکوک

  • ترجمه های کمتر

    • ضعیف
    • عصبی
    • متشنج
    • نااستوار
    • دودل
    • لق
    • مردد
    • شل
    • آشفته
    • نگران
    • در تردید
    • غیر قابل اطمینان
    • غیر مستند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shaky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shaky

A city in North-west Azerbaijan, in the rayon of the same name.

+ اضافه کردن

"Shaky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shaky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shaky" با ترجمه به فارسی

  • شهر شکی
  • بی ثباتی · تزلزل · تپش · سستی · ضعف · لرزندگی
اضافه کردن

ترجمه های "shaky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه