ترجمه "sham" به فارسی
فریب, مصنوعی, تظاهر کردن بهترین ترجمه های "sham" به فارسی هستند.
sham
adjective
verb
noun
دستور زبان
Intended to deceive; false. [..]
-
فریب
nounShe HAD been shamming.
مرا فریب داده بود.
-
مصنوعی
noun -
تظاهر کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ساختگی
- حقه
- کلک
- دروغی
- سالوس
- جعل
- متظاهر
- وانمودکردن
- وانمودگر
- وانمودین
- دغلکاری
- تظاهری
- بدل
- (آدم) ریاکار
- (مخفف) رجوع شود به pillow sham
- بهانه کردن
- تقلید کردن
- جعل کردن
- حقه باز
- حقه بازی
- دوز و کلک
- ریا کردن
- سالوس کردن
- شباهت داشتن به
- وانمود شده
- وانمود کردن
- کلاه گیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sham " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sham
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sham" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sham در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sham" با ترجمه به فارسی
-
ازدواج صوری
-
شمس پهلوی
-
دیوان شمس
-
شمس
-
شمس تبریزی
-
شمالنسیم
-
محمد شمس
-
رو بالشی تزئینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن