ترجمه "shampoo" به فارسی

شامپو, سرشور, شامپوزنی بهترین ترجمه های "shampoo" به فارسی هستند.

shampoo verb noun دستور زبان

A traditional Indian and Persian body massage given after pouring warm water over the body and rubbing it with extracts from herbs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شامپو

    noun

    product for washing the hair or other fibres [..]

    Tracy shampooed her hair and scrubbed herself from head to foot with the harsh lye soap.

    موهایش را شامپو زد و سر و تنش را با صابون شست.

  • سرشور

  • شامپوزنی

  • ترجمه های کمتر

    • موشور
    • (از ریشه ی هندی)
    • (مهجور) ماساژ دادن
    • سرشور زدن (موکت یا پرده و غیره را با شامپو و دستگاه مخصوص) شستن
    • شامپو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shampoo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "shampoo"

اضافه کردن

ترجمه های "shampoo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه