ترجمه "shared" به فارسی

به اشتراک گذاشته شده, تقسیم شده بهترین ترجمه های "shared" به فارسی هستند.

shared adjective verb دستور زبان

Used by multiple entities or for multiple purposes or in multiple ways. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به اشتراک گذاشته شده

  • تقسیم شده

    adjective

    You need a partner, andrei, someone with shared history.

    یه نفر با تاریخچه ی تقسیم شده به یه زن ِ واقعی احتیاج داری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shared " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shared
+ اضافه کردن

"Shared" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shared در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shared" با ترجمه به فارسی

  • شرکت سهامی با مسئولیت محدود
  • سهام سرمایه تماماً پرداخت شده
  • سهام سرمایه
  • اشتراک گذاری · انباز بودن · بخش · بخش کردن · بخشه · برخ · برخه · بهر · بهره · بون · تقسیم کردن · حصه · حصه کردن · دانگ · در میان گذاشتن · رل · سهم شرکت یا کارخانه · سهیم بودن · شریک بودن · قسمت · قسمت کردن · لخت · نقش · هم بهره بودن · هم سود بودن · پرمه
  • شركت محدود به سرمايه ها
  • برنامه اشتراک گذاری پرونده
  • اکثریت سهام را در اختیار نگه داشتن- شرکت سهامی خاص
اضافه کردن

ترجمه های "shared" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه