ترجمه "sharp-sighted" به فارسی

تیزبین, تیزچشم, مواظب بهترین ترجمه های "sharp-sighted" به فارسی هستند.

sharp-sighted adjective

having very keen vision; "quick-sighted as a cat" [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیزبین

  • تیزچشم

  • مواظب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • موشکاف
    • هشیار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sharp-sighted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sharp-sighted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه