ترجمه "she" به فارسی
او, آن, زن بهترین ترجمه های "she" به فارسی هستند.
(personal) A female person or animal. [..]
-
او
pronounperson
When she falls in love, she looks depressed.
وقتی که او عاشق می شود، افسرده به نظر می آید.
-
آن
pronounBut after she had gone to bed, for a long while she could not sleep.
با این همه مدتی طولانی بدون آن که بتواند بخوابد، در بستر دراز کشید.
-
زن
nounBut after all, she's never had a baby, and sometimes she makes me so nervous I could scream.
امّا هیچ وقت بچه نداشته، گاهی اونقدر از دستش عصبی میشم که میخوام جیغ بزنم.
-
ترجمه های کمتر
- دختر
- وی
- مرد
- لاس
- u
- (ضمیر فاعلی مونث
- جانور ماده
- سوم شخص مفرد) او
- ضمیر فاعلی سوم شخص مفرد مونث در زبان انگلیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " she " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ISO 639-6 entity [..]
"She" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای She در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Initialism of standard hydrogen electrode. [..]
"SHE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SHE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "she" با ترجمه به فارسی
-
مخفف : she is -2 she has -1
-
بز · پرستار بچه
-
اون همیشه دهن لقه
-
مادهگرگ
-
رفت که برای همیشه منو ترک کنه
-
ماده · پیشوند (با هایفن): زن
-
به او گفته شده بود
-
او فقط جوراب پاش بود