ترجمه "sheer" به فارسی
محض, خالص, مطلق بهترین ترجمه های "sheer" به فارسی هستند.
sheer
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
(textiles) Very thin or transparent. [..]
-
محض
adjectivepure; unmixed
It was nothing but sheer audacity that carried him through, of course.
البته تنهایی پروایی محض بود که سبب موفقیتش شد.
-
خالص
You are a sheer dogmatist, and that's what makes it so marvellous.
تو یک دگماتیست خالص هستی و همین است که این همه مایهی شگفتی میشود
-
مطلق
adjectiveWe have sheer nothingness on one side,
ما «هیچ» مطلق را در یک طرف داریم،
-
ترجمه های کمتر
- نازک
- عمودی
- راست
- پرشیب
- ناب
- مستقیم
- کامل
- زیاد
- پرتگاه
- ویراژ
- صرف
- ازسر
- زلال
- سراشیب
- سرراست
- پیچش
- چرخش
- بکلی
- (ناگهان) کج رفتن
- (هنگام نگاه کردن به کشتی از پهنا) شیب جلو و عقب عرشه
- (پارچه) فرانما
- انحنای عرشه
- بدن نما
- بی آمیغ
- بی غش
- تغییر عقیده دادن
- تغییرجهت دادن
- تن نما
- منحرف شدن
- ویراژ دادن
- پیچیدن (به یک سو)
- کج شدن
- کنار رفتن
- کژ رفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sheer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sheer" با ترجمه به فارسی
-
سه پایه · ماچونه · یکجور جرثقیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن