ترجمه "shiny" به فارسی

درخشان, براق, تابان بهترین ترجمه های "shiny" به فارسی هستند.

shiny adjective noun دستور زبان

Reflecting light. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشان

    adjective

    reflecting light

    Where's that shiny thing you're supposed to have?

    اون وسیله درخشان که قرار بود داشته باشی ، کجاست ؟

  • براق

    adjective

    The shiny thing to end all shiny things.

    يه چيز براق که آخر همه چيزاي براقه.

  • تابان

    adjective

    u two were too happy, too shiny, too nickname-y.Didn't add up.

    شما دوتا خیلی شاد بودین. خیلی تابان و خیلی اسم مستعاری...

  • ترجمه های کمتر

    • روشن
    • صاف
    • شیدناک
    • فروزان
    • نورانی
    • آفتابی
    • پر جلا
    • پر زرق وبرق
    • پر نور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shiny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shiny
+ اضافه کردن

"Shiny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shiny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shiny" با ترجمه به فارسی

  • براقی · تابندگی · جلا · درخشش · درخشندگی · زرق وبرق · نورانیت
اضافه کردن

ترجمه های "shiny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه