ترجمه "shipping" به فارسی
ترابری, حمل, کشتیرانی بهترین ترجمه های "shipping" به فارسی هستند.
shipping
noun
verb
دستور زبان
The transportation of goods. [..]
-
ترابری
nounand good shipping times.
و همچنین ترابری به موقعی هم دارد،
-
حمل
nounThe ship can only carry so much weight.
سفينه فقط اونايي رو حمل ميکنه که وزنشون خيلي زياده.
-
کشتیرانی
nounFelix went to his father's office and snuck a look through the shipping logs.
فلیکس به دفتر پدرش رفته و یه نگاهی به گزارشات کشتیرانی انداخته
-
ترجمه های کمتر
- فرابرد
- ناو (ها)
- ناوگان
- ناوگان بازرگانی
- کشتی (ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shipping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shipping" با ترجمه به فارسی
-
ترابری پرداخته شده است · کلیه ی هزینه های ترابری توسط ارسال کننده پرداخت شده است
-
پس کرایه- پرداخت کرایه در مقصد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن