ترجمه "shipwreck" به فارسی

غرق, شکست, کشتیشکستگی بهترین ترجمه های "shipwreck" به فارسی هستند.

shipwreck verb noun دستور زبان

A boat that has sunk or run aground so that it is no longer seaworthy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرق

    noun

    It is shipwreck elsewhere than in the water.

    این، غرق در یک جای دیگر جز در آب است.

  • شکست

    That shipwreck, I knew it'd take more than that to sink him.

    اون کشتي شکسته ، ميدونستم بيشتر از اون وجود داره.

  • کشتیشکستگی

  • ترجمه های کمتر

    • ناکامی
    • تباهی
    • به هم زدن
    • تباه کردن
    • خانه خرابی
    • شکسته شدن یا غرق شدن کشتی
    • غرق کردن
    • غرق کشتی
    • لاشه ی کشتی
    • ناکام کردن
    • کشتی شکسته
    • کشتی شکسته شدن
    • کشتی شکسته کردن
    • کشتی شکستگی
    • کشتی قراضه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shipwreck " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shipwreck
+ اضافه کردن

"Shipwreck" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shipwreck در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "shipwreck"

عباراتی شبیه به "shipwreck" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shipwreck" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه