ترجمه "shit" به فارسی

گه, ریدن, ککه بهترین ترجمه های "shit" به فارسی هستند.

shit adjective verb noun interjection دستور زبان

(transitive, vulgar, colloquial) To excrete (something) through the anus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گه

    noun

    solid excretory product evacuated from the bowel

    Piece-of-shit bird should've gone down with the structure, all due respect.

    قطعه از گه پرنده باید پایین رفته با ساختار ، تمام احترام.

  • ریدن

    verb

    to defecate

  • ککه

    noun

    solid excretory product evacuated from the bowel

  • ترجمه های کمتر

    • چرند
    • پخ
    • لعنت
    • لعنتی
    • عن
    • مدفوع
    • فحش
    • احمقانه
    • شت
    • ریق
    • ریدمان
    • سرگین
    • هروئین
    • (خودمانی) بد
    • (خودمانی) دست انداختن
    • (خودمانی) ماری جوانا
    • (زننده) گه
    • (ندا حاکی از خشم یا تنفر و غیره) اه !
    • بدار زدن
    • بی ارزش
    • ترکمان کردن
    • سر به سرگذاشتن
    • عن کردن
    • ماده ی مخدر
    • نوعی قمار
    • کثافت !
    • که که
    • گه !
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه