ترجمه "shooter" به فارسی
تیرانداز, شکارچی, تفنگدار بهترین ترجمه های "shooter" به فارسی هستند.
shooter
noun
دستور زبان
Someone who shoots something; a gunner, archer etc. [..]
-
تیرانداز
Oh, so you think our musician might be the shooter.
پس به نظر نوازنده مون ممکنه همون تیرانداز باشه ؟
-
شکارچی
nounI am a pig shooter.
من شکارچی خوک هستم
-
تفنگدار
noun
-
ترجمه های کمتر
- توپی که در بازی cricket روی زمین می غلتد
- دزد مسلح
- مهره بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shooter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "shooter"
عباراتی شبیه به "shooter" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) تپانچه · تپانچه ی شش تیر · هفت تیر
-
تیرانداز
-
مشگل گشا
-
بازی تیراندازی · بازی هدف زنی
-
(شخص) · عیب یاب · مشکل گشا · کاربراه انداز · کاربرگزار · کاستی یاب · گره گشا
-
تیراندازی اول شخص
-
(امریکا - عامیانه) آدم منصف · امین · باشرف · درستکار
-
تیراندازی سوم شخص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن