ترجمه "shopkeeper" به فارسی
دکاندار, کاسب, سوداگر بهترین ترجمه های "shopkeeper" به فارسی هستند.
shopkeeper
noun
دستور زبان
A trader who sells goods in a shop, or by retail; -- in distinction from one who sells by wholesale, or sells door to door. [..]
-
دکاندار
nounhe upsets the composure of the shopkeeper with his wild laughter.
از خنده دیوانهوارش دکاندار را به تنگ میآورد.
-
کاسب
nounThen those farmers who were not good shopkeepers lost their land to good shopkeepers.
دهقانها که کاسب کارهای خوبی نبودند به سود آنها که بودند زمینهاشان را از دست دادند
-
سوداگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- مغازه دار
- پیشه ور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shopkeeper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن