ترجمه "shore" به فارسی

ساحل, ساحلی, کنار بهترین ترجمه های "shore" به فارسی هستند.

shore verb noun دستور زبان

the land on or near a waterline such as a sea shore or lake shore [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    land adjoining a large body of water

    There's a boat moored just a few hours down the shore from here.

    یه قایق چند ساعت جلوتر از اینجا تو ساحل بسته شده.

  • ساحلی

    adjective

    until we see the outline of the shore, which might be no more than a hundred meters.

    تا اینکه خط ساحلی را ببینیم که بش از حدود یک صد متری نخواهد بود.

  • کنار

    noun adverb

    my people find out that i had bought pen a house on the shores of the caribbean

    آدم هاي من پي بردن اون قلم گران قيمت و خونه در کنار دريا در درياي کارائيب

  • ترجمه های کمتر

    • کرانه
    • لب
    • کناره
    • ایراه
    • ایراهستان
    • دریاکنار
    • کرانی
    • ترساندن
    • کران
    • (حقوق) رجوع شود به seashore
    • (قدیمی - محلی) گذشته و اسم مفعول : shear
    • (معمولا با: up) محکم کردن
    • (چوب ها و تیرهایی که کشتی را هنگام ساختمان یا تعمیر بر آن سوار می کنند) پادیرناو
    • خشکی (در برابر: دریا)
    • دیرک زدن
    • شمع زدن به
    • شمع کشتی
    • پادیر زدن
    • پشت بنددار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shore proper

A topographic surname. [..]

+ اضافه کردن

"Shore" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "shore"

عباراتی شبیه به "shore" با ترجمه به فارسی

  • ساحل · شمع بندی · عمل مستحکم سازی با پادیر و شمع · لب · پادیرها · پشت بندسازی (رجوع شود به shore)
  • در خشکی
  • ساحل رو به باد · کرانه ی بادگیر
  • (امریکا) کرانه ی خاوری (کرانه های شرقی خلیج چساپیک)
  • ساحل دریا
  • ساحل · سواحل · كرانهها
  • خوراک دریایی · شام دریایی (شامل گوشت جانوران دریایی)
  • (نیروی دریایی) مرخصی (در ساحل یا خشکی)
اضافه کردن

ترجمه های "shore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه