ترجمه "short-lived" به فارسی
زود گذر, زودگذر, ناپایدار بهترین ترجمه های "short-lived" به فارسی هستند.
short-lived
adjective
دستور زبان
Alive or existent for only a short period of time. [..]
-
زود گذر
Lasting or existing for a short time only.
-
زودگذر
Even if you were to attain success in this world, it would be short-lived.
در گذر است» یعنی حتّی اگر انسان در این دنیا به موفقیّتهایی دست یابد، آن موفقیّتها زودگذر خواهند بود.
-
ناپایدار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- يكروزه
- کم دوام
- کوتاه عمر
- کوتاه مدت
- کوته زی
- گذرا
- گذرنده
- یومیه
- یکروزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " short-lived " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن