ترجمه "showing" به فارسی
نمایش, ارائه, اظهار بهترین ترجمه های "showing" به فارسی هستند.
showing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of show. [..]
-
نمایش
nounHe always shows cowardice.
او همیشه محافظه کاری اش را به نمایش می گذارد.
-
ارائه
nounNor all the coopers in creation couldn't show hoops enough to make oughts enough.
تمام بشکه سازهای خلقت هم نمیتوانند آنقدر حلقه ارائه بدهند که به قدر کافی صفر فراهم بیاید.
-
اظهار
nounPierre had but to show a partiality for anything to get just what he liked done always.
اگر پییر به چیزی اظهار علاقه سی کرد بی شک آنچه دوست داشت انجام میگرفت.
-
ترجمه های کمتر
- سئانس
- مظهر
- تعداد شرکت کنندگان
- نشان دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " showing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "showing" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - قدیمی) سینما · تلنگر · سینما
-
پخش نمایش اسلاید
-
نمایش بازیگران دوره گرد که طی آن سعی می کنند داروی قلابی و معجون بفروشند
-
سایه بازی (نوعی خیمه شب بازی که سایه ی عروسک ها را بر روی پرده می اندازند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن