ترجمه "shrine" به فارسی
زيارتگاه, معبد, زیارتگاه بهترین ترجمه های "shrine" به فارسی هستند.
A place that is holy. [..]
-
زيارتگاه
nouna holy place dedicated to a specific figure of respect [..]
He's obsessed with building a miniature shrine to house his wife's ashes.
او بطور مبهوتي به ساخت زيارتگاه مينياتوري روي مياره تا خانه اي براي خاکستر همسرش باشه
-
معبد
nounIt is green. It is a shrine to greenishness.
این پمپ بنزین سبز رنگ است. شبیه یک معبد برای طبیعت است.
-
زیارتگاه
nounwas the same as a shrine to him, nearly
تمامی آن ساختمان چون زیارتگاه مقدسی در نظرش جلوه میکرد
-
ترجمه های کمتر
- مرقد
- حَرَم
- ضریح
- بنای مهم (از نظر تاریخی یا ملی وغیره)
- تقدیس کردن
- جای مقدس
- حرم مطهر
- رجوع شود به reliquary
- مکان مقدس
- نمازخانه ی کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shrine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Shrine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shrine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "shrine"
عباراتی شبیه به "shrine" با ترجمه به فارسی
-
معبد شینتویی
-
مقام اعلی
-
باسیلیکای عبادتگاه ملی گل کوچک