ترجمه "shrink" به فارسی

کاهش, (امریکا - خودمانی) روانپزشک, (مقدار یا ارزش و غیره) کاهش یافتن بهترین ترجمه های "shrink" به فارسی هستند.

shrink verb noun دستور زبان

(intransitive) To contract, to become smaller, especially through exposure to cold and moisture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهش

    noun

    always a little more worried and a little shabbier, with your capital shrinking all the time.

    البته با نگرانی و کمی امساک روزگار میگذرد و سرمایه هم دائماً رو به کاهش است،

  • (امریکا - خودمانی) روانپزشک

  • (مقدار یا ارزش و غیره) کاهش یافتن

  • ترجمه های کمتر

    • (پارچه و لباس و غیره) آب رفتن
    • (کاشی) ورچلسکیدن
    • آب رفتگی
    • اب رفتن
    • ابا داشتن
    • بی اثر بودن
    • خودداری کردن
    • دور شدن
    • طفره زدن
    • عقب کشیدن
    • فنری بودن
    • مضایقه کردن
    • نقصان یافتن
    • پلاسیده شدن
    • چروک شدن
    • چین خوردن
    • کاهیده
    • کم شدن
    • کوتاهی کردن
    • کوچک شدن
    • کوچک شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shrink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shrink
+ اضافه کردن

"Shrink" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shrink در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shrink" با ترجمه به فارسی

  • شیلد حرارتی
  • (عامیانه) آدم کمرو یا افتاده
  • لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها
  • (فرآورده را در پلاستیک پیچیدن و سپس حرارت دادن به طوری که پلاستیک محکم به کالا بچسبد) لفاف پیچی کاهشی کردن · این نوع لفاف
اضافه کردن

ترجمه های "shrink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه