ترجمه "sib" به فارسی

خواهر, برادر, همخون بهترین ترجمه های "sib" به فارسی هستند.

sib adjective verb noun دستور زبان

A kinsman, blood relation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun
  • برادر

    noun masculine
  • همخون

  • ترجمه های کمتر

    • خویشاوند
    • خاندان
    • (جانور شناسی) همزاده
    • (مردم شناسی) تیره
    • از یک پدر و مادر
    • برادر یا خواهر
    • هم نژاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sib " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sib
+ اضافه کردن

"Sib" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sib در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sib" با ترجمه به فارسی

  • برادرها · تنیها · خواهرها · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
  • برادرها · تنیها · خواهرها · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
اضافه کردن

ترجمه های "sib" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه