ترجمه "sideshow" به فارسی

جنبی, رویداد یا چیز فرعی, موضوع فرعی بهترین ترجمه های "sideshow" به فارسی هستند.

sideshow noun دستور زبان

A minor attraction at a circus or fair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنبی

  • رویداد یا چیز فرعی

  • موضوع فرعی

    noun

    'You left the scene of a Code One to go back to a low-priority sideshow?

    'شما صحنه ای از یک کد یکی برای رفتن به یک موضوع فرعی با اولویت پایین سمت چپ ؟

  • ترجمه های کمتر

    • نمایش جنبی (بویژه در سیرک)
    • نمایش فرعی
    • کم اهمیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sideshow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

SideShow

A feature in Windows that uses add-in programs, or gadgets, to extend information from your computer onto secondary displays.

+ اضافه کردن

"SideShow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SideShow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "sideshow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه