ترجمه "siege" به فارسی
محاصره, شور, شهربند بهترین ترجمه های "siege" به فارسی هستند.
siege
verb
noun
دستور زبان
seat [..]
-
محاصره
nounmilitary blockade of a city or fortress
And perhaps, I'm staying here to rescue you when the siege does come.
شایدم من اینجا مو ندم که وقتی محاصره شروع شد تورو نجات بدم.
-
شور
adjective noun -
شهربند
-
ترجمه های کمتر
- گردگیری
- حدت
- تندی
- (مهجور) مسند
- اصرار و ابرام
- اعمال زور یا فشار
- تخت شاهی
- دوران سختی
- دوران شدت بیماری
- سلطه جویی
- محاصره کردن (رجوع شود به besiege)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siege " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Siege
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Siege" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Siege در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "siege"
عباراتی شبیه به "siege" با ترجمه به فارسی
-
(سلام نازی های آلمان) درود بر پیروزی ! · درود بر پیروزی
-
حادثه واکو
-
ابزارهای محاصره
-
اشغال سفارت ایران در لندن
-
(نوعی پارانویا) احساس مورد حمله و خصومت بودن · دشمن پنداری همه جانبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن