ترجمه "sigh" به فارسی
آه, اه, دریغ بهترین ترجمه های "sigh" به فارسی هستند.
sigh
verb
noun
interjection
دستور زبان
A deep and prolonged audible inspiration or respiration of air, as when fatigued, frustrated, grieved, or relieved; the act of sighing. [..]
-
آه
act of sighing
Then she shook her head and glanced up at the icons with a sigh.
در حالی که سر را حرکت میداد و آه میکشید نگاهی به شمایل انداخت.
-
اه
nounUncle Vernon gave a great sigh, which ruffled his large, bushy mustache
عمو ورنون اه عمیقی کشید و باعث شد سبیلهای پرپشتش به هم بریزد.
-
دریغ
-
ترجمه های کمتر
- آوخ
- آه کشیدن
- افسوس خوردن
- با غم و حسرت گذراندن
- حسرت خوردن
- صدای آه مانند
- صدایی شبیه آه ایجاد کردن
- نفس عمیق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sigh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن