ترجمه "sightseeing" به فارسی

بازدید از جاهای دیدنی, تماشای دیدنی ها(ی محل), گردش و بازدید وابسته به تماشای جاهای دیدنی بهترین ترجمه های "sightseeing" به فارسی هستند.

sightseeing noun verb دستور زبان

Relating to or having the purpose of seeing points of interest [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازدید از جاهای دیدنی

  • تماشای دیدنی ها(ی محل)

  • گردش و بازدید وابسته به تماشای جاهای دیدنی

  • گردشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sightseeing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sightseeing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه