ترجمه "signifier" به فارسی
واصف, توصیف گر, دلالت کننده بهترین ترجمه های "signifier" به فارسی هستند.
signifier
noun
دستور زبان
(linguistics) The sound of spoken word or string of letters on a page that a person recognizes as a sign. [..]
-
واصف
noun -
توصیف گر
noun -
دلالت کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signifier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "signifier" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) لفظ بازی کردن · اهمیت داشتن · حاکی بودن · دربای بودن · دلالت کردن بر · معنی بخشیدن · معنی دادن · مهم بودن · مهند بودن · نشان دادن · چم داشتن · کنایه زدن
-
قابل نمایش بوسیله علامت یا رمز
-
(امریکا - خودمانی) لفظ بازی کردن · اهمیت داشتن · حاکی بودن · دربای بودن · دلالت کردن بر · معنی بخشیدن · معنی دادن · مهم بودن · مهند بودن · نشان دادن · چم داشتن · کنایه زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن