ترجمه "silence" به فارسی
سکوت, خاموشی, ساکت کردن بهترین ترجمه های "silence" به فارسی هستند.
The lack of any sound. [..]
-
سکوت
nounThe lack of any sound [..]
I interpreted his silence as consent.
من سکوت او را به رضایت تعبیر می کنم.
-
خاموشی
nounThe lack of any sound
In whispers, with long intervals of silence, they sketched their lives in outline.
آهسته، با فاصلههای متناوب خاموشی، خطوط کلی زندگیشان را برای هم گفتند.
-
ساکت کردن
verbMost would ridicule, oppose, or perhaps even seek to silence or harm us.
بیشترشان مسخره کرده، مخالفت میکنند، یا شاید حتّی خواستار ساکت کردن یا صدمه زدن به ما بشوند.
-
ترجمه های کمتر
- فراموشی
- رازداری
- پوشیدگی
- (متن و غیره) ناگویایی
- (مجازی) فرونشاندن
- از نظر افتادگی
- بی آوایی
- بی حرفی
- توپ های دشمن را از کار انداختن
- حرف نزدن
- خاموش شدن
- خاموش کردن
- خفه کردن
- دم فروبندی
- راز پوشی
- سرکوب کردن
- لال کردن
- مجبور به سکوت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Silence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Silence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "silence" با ترجمه به فارسی
-
سکوت علامت رضا ست
-
سکوت علامت رضا ست
-
سکوت برهها
-
(آدم یا چیز) ساکت کننده · (ابزاری که صدای تپانچه را خفه می کند) صداخفه کن · خاموش ساز · صدا خفه کن · صداگیر · منبع اگزوس
-
(آدم یا چیز) ساکت کننده · (ابزاری که صدای تپانچه را خفه می کند) صداخفه کن · خاموش ساز · صدا خفه کن · صداگیر · منبع اگزوس