ترجمه "silently" به فارسی
اهسته, با خموشی, خاموشف ساکت، لب فروبسته بهترین ترجمه های "silently" به فارسی هستند.
silently
adverb
دستور زبان
In a silent manner; making no noise. [..]
-
اهسته
And I'm confused, I add silently.
و اهسته اضافه کردم: سردرگمم.
-
با خموشی
-
خاموشف ساکت، لب فروبسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Silently
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Silently" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Silently در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "silently" با ترجمه به فارسی
-
ظرف خاکروبه (ظرف بشقاب مانند و دردار که زیرسیگاری و غیره را در آن خالی می کنند)
-
رفتار بی صدا
-
اکثریت خاموش
-
کار کردن بیصدا؛ کارکردن آهسته
-
شریک غیر فعال (که در سرمایه گذاری شرکت دارد ولی نه در مدیریت)
-
ساکت شدن
-
خروج بصورت آرام
-
فیلم صامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن