ترجمه "silversmith" به فارسی
زرگر, نقره کار, سیمگر بهترین ترجمه های "silversmith" به فارسی هستند.
silversmith
noun
دستور زبان
A person who makes articles out of silver usually larger than jewellery. [..]
-
زرگر
nounnow it's time for you to start learning how to be a silversmith.
درست است و حالا وقت آن فرا رسیده که یاد بگیری چگونه یک زرگر نقرهکار خوب بشوی.
-
نقره کار
noun -
سیمگر
-
ترجمه های کمتر
- نقرهکاری
- نقره ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silversmith " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن