ترجمه "silviculture" به فارسی
جنگلشناسی, جنگل, جنگل پروری بهترین ترجمه های "silviculture" به فارسی هستند.
silviculture
noun
دستور زبان
The care and development of forests in order to obtain a product or provide a benefit; forestry. [..]
-
جنگلشناسی
-
جنگل
nounSilvicultural and logging operations
عملیات مربوط به پرورش جنگل و کندههای درختان
-
جنگل پروری
-
ترجمه های کمتر
- جنگلداری (forestry هم می گویند)
- پرورش جنگل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " silviculture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "silviculture" با ترجمه به فارسی
-
روشهای توليد مثل (جنگلكاري)
-
وابسته بپرورش جنگل
-
روشهای توليد مثل · نظامهای جنگلشناختی
-
جنگلداری فشرده · جنگلشناسی فشرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن